تبليغاتX
نوظهور سال ایران
علمی
 ای که می گویی سیزده نحس است.......
ای که می گویی سیزده نحس است

                                              نحسیها زچیست.........

تنها دو-سه روز دیگر تا انتهای جشن و شادمانه عید باقی مانده است.و چه زیبا براساس یک رسم دیرینه که بازمانده از اقوام کهن ایرانی برجای مانده که در انتهای این ایام شادی با گره زدن سبزه ها و به آب انداختن سبزه هفت سین به بدرقه دیدارها خواهیم رفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و چه غریبانه و حسرت انگیز به امید وصال و برآورده شدن آمال و آرزو سبزه هایی را که تا چشم برهم نهیم به زردی حواهند گراید و تازیانه تموز ظالمانه آنها را خواهد خشکاند به هم گره خواهیم زد.ای کاش گره از کارمان وا گردد ولی افسوس که سال دیگر بازهم با آرزوی دیرینه خود در دشت و دامن طبعیت سبزه ای  را به سبزه ای دیگر گره خواهیم زد و باز تکرار و تکرار............

براستی چگونه می خواهیم سیزده خود را بدر کنیم؟چگونه خواهیم توانست باور کنیم نحسی را بیرون رانده ایم حال آنکه هر روز نحوست و بد سرشتی بر پیکر اندیشه مان ضرباتی سنگین فرود می آورد.

در کجای دنیا شما دیده یا شنیده اید که ملتی را قومی را جمعیتی را به دلیل بیان و نشر اندیشه شان محکوم و مغموم می نمایند؟ در کجای این دنیا دیده یا شنیده اید که در صورت اعتراضی ولو کوچک و به حق،اصلیترین حق مسلم ،حق حیات را سلب می کنند؟.در کجای دنیا دیده یا شنیده اید که هر گونه شادمانی و جشن و سرور را در نهایت قصاوت به تلخی و بدکامی تبدیل کنند؟.......

واقعاً بزرگترین نحسی زندگی شما چیست ؟

پس در راندن این نحسی بزرگ هر چه در توان دارید بکار برید که سحر نزدیک است........

ضمن آرزوی سیزده بدری خوش و زیبا برای تمام اهل اندیشه و با توجه به دعوت جمعی از زندانیان سیاسی دانشگاه تهران کلیه آزاد اندیشان و نوگرایان را به تجمع و ایجاد تجمعات پرشور در پارکها (تهران پارک ملت) در روز سیزده بدر دعوت می نماید.

|+| نوشته شده توسط مهدی در جمعه دهم فروردین 1386  |
 در انتهای سال
.............

خداوندا در این پایانی روزهای سال مرا آنچنان قرار ده که بندگانت و آفریدگانت از دستم و زبانم رنجشی را فراهم نیاید و آنانی که بندگانت را به سیتره خویش درآورده و به بردگی می کشانند با قرار دادن چراغ هدایت ابدی خود بر سر راهشان بسوی انسان بودن و انسانیت بکشان......

بار الها تو مرا آزاد و با اراده آفریدی ولی در دنیا انسانهای را خلق نمودی که جز به خود و اندیشه های ناپاک خود نمی اندیشند و انها را فرصت بخشیدی تا هم آنچنانکه مستوجب آن هستند عذاب دهی و هم مرا مورد آزمایش ،پس بار پروردگارا مرا توانی عنایت فرما که بتوانم بدور از کینه و بغض در راه مبارزه با بدسرشتان دیو اندیش مبارزه ای در خور انسان و انسانیت داشته باشم و مرا ذهنی عطا فرما تا با تعقل و اندیشه انسانی که عزم تو در خلقت عالم بوده همگام با دیگر نو ادیشان پیش بسوی آینده ای روشن گام بردارم.....

عید آمد و ما قبا نداریم       با کهنه قبا صفا نداریم

فرا رسیدن سال ۱۳۸۶ خورشیدی را به همه وبلاگ نویسان و دوستان عزیز که در طی این مدت درسال ۱۳۸۵ از مکتوباتشان نهایت استفاده را بردم تبریک می گویم و چون بردن نام تمامی این عزیزان برایم مقدور نمی باشد لذا برای همه آزاد اندیشان و نوگرایان  سالی خوش توام با موفقیت روز افزون آرزومی نمایم.

در پایان از آنجائیکه در نیمه های سال ۱۳۸۵ یکی از دوستان و همکار عزیز خود به نام مهران را از دست دادم برایش جایگاهی عظیم و آخرتی درخور و مغفرت طلب می کنم.....

مهران عزیز همواره یادت گرامی و خاطرت عزیز خواهد بود...........

|+| نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385  |
 صدای پای بهار
صدای پای بهار آهسته آهسته می آید..............

آهسته اما امیدوار می آید

بگونه ای انتظار دیگربار می آید

                     آری بهار باکوله بار سبز خویش می آید.

بهار را باید باور کرد..................

زیرا که او آهسته آهسته می آید.....

آمدن بهار و نو شدن طبیعت بر همگان شادباش باد.

|+| نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385  |
 باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 

السلام علیک

 

یا ثارالله

 

|+| نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوم بهمن 1385
 

این پست بدون عنوان رو فقط برای معرفی کار جالب و نمادین که در وبلاگ خوب سیاوش شهابی قرار داده شده ایجاد کردم،اینوهم بگم که داشتم کامنتهای دوست عزیزم موج رو می خوندم که اونجا کامنت آقا سیاوش رو دیدم و سری هم به وبلاگشون زدم و مخلص کلام کامنت دزدی کردم،که امیدوارم موج مهربون منو ببخشه،و پیشنهاد می کنم بقیه دوستان هم در صورت تمایل این اقدام جالب رو حمایت کنند.

|+| نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 عکس هفته

این عکس رو که یکی از دوستانم به نام آقا نوید به من نشون داد و بعدش هم اونو برام ارسال کرده وقتی دیدم کلی باخودم گفتم بازم خوش بحال اونایی که مردن و این مملکت رو در این وضعیت ندیدن!!!!!!!!!!!!!! خوب این هم از شانس خوب ما بوده که در این عصر و زمانه حضور داشته و شاهد این همه عجایب روزگار باشیم ................

خوب شما هم می تونید براحتی حدس بزنید که این آقای متفکر که احتمالاْ از برگزارکنندگان این کنفراس علمی هم هستند الان در حال مطالعه نتایج آماری و یا بازخورد سئوالات و پاسخهای ارائه شده در کنفرانس بوده و همچنین دارند تفکر می نمایند که چگونه دست آوردهای علمی این کنفرانس رو به اطلاع اجتماع برسانند...................

البته به نظر بنده این آقای فیلسوف مقصر نیست شاید خود ما که هرچی رو به عنوان دست آورد علمی و فرهنگی و سیاسی و مذهبی به خوردمون میدن بدون کمترین غور و اندیشه ای اخمها مون تو هم فرو می بریم و با تکان سرهای مبارک مهر تایید بر ساده لوح بودن خودمون می زنیم و بعد هم که تا نصفهای شب و همچنین تا انتهای ساعات کاری در محل کارمون راجع به اخبار منتشره بعضاْ با لبخند و بعضاْ با تعجب در باره اونها بحث و جدل می کنیم بی تقصیر نباشیم،دیگه راستش بقول معرف هنگ کردم بدنم یخ کرده کله پوکم مثل ماشین مشدی مندلی به تق تق افتاده ،نفسم به شمارش افتاده دیگه برام غیر قابل باوره که آیا من هم مخلوق آن خالق توانا هستم؟

آیا من هم به قولی نامم رو انسان گذاشتن و به عنوان اشرف مخلوقات از عرش اعلاء به فرش کبریا اومدم؟

آقا جداً یه کسی بگه چه باید کرد؟

بخندیم؟گریه کنیم؟خودزنی کنیم؟شورش کنیم؟بابا یه کسی بگه چه کنیم

شما نظرتون چیه؟

|+| نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و سوم دی 1385  |
 سفر بخیر آقای رئیس جمهور
من روزی هزار مرتبه خدا رو شکر می کنم که در این مملکت زندگی می کنم،(که البته می دونم این مقدار کم شکر گذاری کمه ولی راستش دیگه وقت بیشتری ندارم )ولی اگه می پرسید چرا؟

اولاً اینکه در مملکتی زندگی می کنم که با انتخاب ۸۶ (البته اگر در تعدادش اشتباه کردم منو ببخشید)نفر فقیه جامع الشرایط می تونم رهبر مسلمین جهان رو تعیین بفرمایم که در این رابطه اخیراً هم تعداد زیادی آیه و حدیث به ههمت والای حوزه های علمیه کشف گردیده که در اونها تاکید موکد بر این امر داره و اتفاقاً در چندین جای اونها تصریح شده این امر فقط در کشور ایران اسلامی امکان پذیر است............

دوماً اینکه در مملکتی زندگی می کنم که رئیس جمهور اون از جمله نوابغ و شوخ طبع ترین افراد حاضر در راس امور اداره ممالک دنیا می باشد بطوریکه در هر سفر به یکی از ولایات اقدام به عملی غیر منتطره نموده که انسان شک می کنه نکنه شخص رئیس جمهور هنوز فکر می کنند در ایام انتخابات و انجام امور تبلیغاتی هستند و خبر ندارند که ایشان بیشترین رای رو (براشون)آورده اند.......... خوب چه نعمتی از این بالاتر که در مملکتی زندگی می کنم که عوام فریبی و عوام نمایی در حد اعلای خود تبلور داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما این چندتا عکس رو هم از خبرگزاری مهر براتون قرار دادم تا لذت دیدنشو ببرین و کیف کنید:

 

امیدوارم هدف آقای رئیس جمهور از این حرکت و استفاده از شال سبز این نباشه که ایشون از سیدها بوده و جدشون هم به رسوالله ویا امیرالمونین می رسه که در این صورت از سفر بعدی باید منتظر شفای مرضی و معجزه (که البته در اوایل رسیدن به این پست بنا به گفته خودشون با هاله سبز و سفید تا آمریکا همراهی شدند و به نوعی مسبوق به سابقه هم هست)و همچنین ربوده شدن گوی سبقت در مالیدن پارچه و دستمال و روسری نو عروس و قنداق بچه و....... از طرف امهٌ امی باشیم......

در این عکس هم که احتمالاً به دلیل ضعف بنیه املایی و انشایی و یا عدم آشنایی به تفاوت نفت و گاز با انرژی هسته ای به اشتباه این پلاکارد نوشته شده.......

خوب حالا مشخص شد چرا بنده و امثال بنده باید روزی بیش از هزار مرتبه شکر خدای سبحان رو بدلیل زندگی کردن در این مملکت بجا آورند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در پایان فقط یک جمله اززنده یاد استاد شهیر دکتر علی شریعتی جهت التیام دردهای درونی خودم که همواره اونو تکرار می کنم براتون می نویسم:

"خداوندا تو چگونه زیستن را به من بیاموز که خود چگونه مردن را خواهم آموخت....."

 

|+| نوشته شده توسط مهدی در شنبه شانزدهم دی 1385  |
 خبری جالب اما با تاخیر

ابتدا باید بگویم که من این خبر رو نصف و نیمه از اینجا(خبرگزاری کار ایران) گرفتم فقط نظریات خودم می گم باقیش با شما که تکمیلش کنید:

جالب اینکه آقای رئیس جمهور تازه پس از گذشت چهار روز از ۱۶آذر  یاد مبارکشان آمده که باید به این قشر هم نیم نگاهی داشته باشند،خوب همینقدر هم غنیمت است(آخه از قدیم گفتند در بیابان لنگ کفش هم نعمت است!!!!!!!!!!!!!).

جالبتر اینکه در این مراسم به نظر بنده و از انجاییکه همه می دانیم سرویسهای اطلاعاتی کشور ما(به شکرانه و برکت عقاید و افکار موجود)،در دنیا قویترین و شکاک ترین سرویسهای اطلاعاتی دنیا هستند و همینطور که در خبر این خبرگزاری آمده (پاراگراف سوم سطر آخر)دانشجویی که مورد تایید آقایان هم بوده ولی معترض می باشد مجال صحبت کردن ندارد چگونه می توان باور نمود که کسی جرات پاره کردن منتخب مردم،موردتایید رهبری و...... غیره را بخود داده و در حضور اجتماع بتواند به مقدسات توهین نماید؟!!!!!!!!!!!!!

چگونه است که دانشجویان مجال بیان اعتراضات خود را نداشته ولی می توانند شجاعانه عکس شخص رئیس جمهور را پاره کنند؟

چگونه است که در این مملکت وقتی صدای اعتراض دانشجویی شنیده می شود چند ماه بعد بر اثر یک عامل ناشناخته در بیمارستان و یا زندان جان به جان آفرین تقدیم می کند. ویا چگونه است که وقتی یک خبرنگار اقدام به گرفتن عکس و قلم زنی و درج خبر می نماید بعد از چند روز در بیمارستان بر اثر حادثه ای نا معلوم و باز عامل ناشناخته به دیار ابدی می شتابد؟ چگونه است که وقتی تعدادی از راننده های اتوبوس رانی تهران اقدام به اعتراض می کنند بخشی از آنها برای مدتها بدون هیچگونه اثری سر از دیار عامل ناشناخته در می آورند؟................... و هزاران نمونه دیگر.

اصل مطلب از نظر بنده بیشتر شبیه یک فیلم سینمایی دارای کارگردان و هنر پیشه های از قبل تعیین شده می باشد!!!!!! اما سئوال من این است که چرا ما باید اینگونه و براحتی بتوانیم در این مملکت در تمام زمینه ها ملتی را فریب داده و آنها را بدون درک فرض کنیم وظیفه کدام گروه و یا سازمان است که اقدام به روشنگری نمایند؟آیا ما همچنان باید منتظر مصلح آخرین باشیم و دست از پا خطا نکنیم ؟

آیا اطمینان دارید که اگر او هم بیاید باز مردم را علیه او فریب نخواهیم داد؟آیا اطمینان دارید جریانات صدر اسلام و حکومت علی(ع) دگر بار تکرار نخواهد شد؟

دوست دارم اگر نظری در این زمینه دارید مطرح نموده تا شاید برای روشن شدن حداقل یکنفر ان هم فقط خود من اقدامی شده باشد.

|+| نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه دهم دی 1385  |
 یلدا بازی
امروزه شیوه های نوین همبستگی و همراهی در دنیا وجود دارد،که هرکدام از آنها به نوبه خود می تواند روشهای موثر و در عین حال ساده ای برای اعلام همیاری و همبستگی گروه ،حزب،ان جی او، و یا غیر را باعث گردد، که می تواند گامی موثر و محکم در حفظ و تداوم یک اندیشه و سلیقه محسوب شود،شیوه جالب و بسیار ساده و در عین حال مفید ارائه شده که من به دعوت دوست عزیزم جناب آقای حسین مهدیزاده اردکانی وارد این قاعده نوین شدم به نام یلدا بازی به این ترتیب که در وب لاگ سلمان توضیح داده شده است از یک معرفی کلی درباره وبلاگ نویس شروع می شود که به نظر باعث ایجاد شناخت بهتری از افراد دارای یک نظر نسبت به هم دیگر گردیده و در نهایت منجر به نزدیکتر شدن افکار و عقاید و جه بسا ایجاد تحولی بزرگ در عرصه های گوناگون خواهد گردید لذا حسب قاعده ای بازی اینچنین درباره من بدانید که:

۱- اهل کویرم روزگارم هی بدک نیست به لقمه نانی قانع متولد هفته آخر از ماه دوم فصل سوم سال.

۲- علاقه مند به تمامی مطالب و مسائل جدید در عرصه علوم کامپیوتر و شیفته این دست ساخت بشر.

۳- مسواک زدنم به خودم ربط داره،ولی اگر دندانم چرکی بشه و درد بگیره شک نکنید که با دستای خودم درش میارم کما اینکه تا به حال دوبار این کار رو کردم!!!!اصلاً اعتقادی به اینکه باید پای دندان پوسیده هم صبر کرد چون بهتر از مصنوعیشه ندارم و میگم وقتی دندان چرکی شد بکشش و بندازش دور ویه دست مصنوعیش بگیر و با مشکلاتش هم بساز.

۴- دارای روحیات بشر دوستانه و علاقه مند به شعر و تخیلات شعری و رومانتیک و هنری.

۵- گریه نمی کنم حتی اگر بغض گلویم را تا سرحد مرگ فشار دهد،همواره احساسات خود را سعی می کنم در کنترل خود داشته تا کمتر دچار اشتباه گردم گرچه که باید اعتراف کنم در این زمینه تاکنون توفیق چندانی نداشته ام.

اما ۵ نفر از دوستانی را که به این بازی دعوت می کنم.

۱- غلامرضا پیوندی ثانی(اندیشه)

۲- محمد کیانمهر(دیوژن)

۳-روزبه علمداری(یاداشتهای خبرنگار)

۴-ندا(جنگ مقدس)

۵-رضا محصصی (موکراسی)

|+| نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه دهم دی 1385  |
 شب طولانی
باعرض تبریک شب یلدا........................

وبا سلام به همه دوستانی که من رو مورد لطف و عنایت خودشون قرار دادن و با گذاشتن کامنتهای زیبا باعث دلگرمی و ایجاد شوق وشعف در من شدند......

دلم می خواست آرزوهایم همانند صبح صادق از شفق صبح و از پشت ابرهای تیره سربرمی آورد و راهی دیارهای دور می شد.

دلم می خواست با فریادی به بلندی شب یلدا اما نه به تیره گی آن شب، به همه مردم جهان بگویم که در این دیار کهن مردمانی با افکاری بلند و آزاد هم زندگی می کنند.....

دلم می خواست به همه شب پرستان بگویم که اعتقاد به شب یلدای من نه از برای تیرگی و دارازای آن است که انسانها در آن فارغ از دغدغه در زیر کرسیهای گرم خود لمیده اند و دلمشغولی روزگار خود ندارند بلکه جشن گرفتن این انسانهای مهربان از برای کوتاه شدن شب و هویدا شدن نور و روشنایی می باشد..........

نمی دانم شاید دلم می خواست به همه مردمان جهان بگویم که من در اندیشه خود جز مهر و  نوع دوستی چیزی دیگر ندارم ....

و در آخر این مطلب را هم بگویم که این پست را در شهر مشهد ایجاد کردم و چون به زیارت ان وجود مقدس هم رفته بودم برای تمام آزاد ادیشان از ته دل دعا نمودم.امیدوارم دعای این کمترین را شنیده باشد ......

دوست عزیز :فرحناز.

ضمن تبریک شب یلدا، به عرض می رساند من پس از بازدید از وبلاگ شما ضمن تقدیر از نوشته هایتان فقط به جهت عرض تقدیر ایملی هم ارسال نمودم و ادرس مورد اشاره خیر این ادرس مربوط به بنده نمی باشد.

دوست عزیز:موج.

ضمن عرض تبریک متقابل شب یلدا از اینکه وبلاگ مرا مورد لطف خود قرار داده اید سپاسگزارم.از مطالب وبلاگتان هم لذت بردم موفق باشید.

دوست مهربانم: حسین.

 همچنین برای شما نیز شب یلدای خوبی آرزو دارم ضمن اینکه در حرم امام رضا هم بسیار یادت کردم .

 

|+| نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم دی 1385  |
 
 
بالا