من روزی هزار مرتبه خدا رو شکر می کنم که در این مملکت زندگی می کنم،(که البته می دونم این مقدار کم شکر گذاری کمه ولی راستش دیگه وقت بیشتری ندارم )ولی اگه می پرسید چرا؟
اولاً اینکه در مملکتی زندگی می کنم که با انتخاب ۸۶ (البته اگر در تعدادش اشتباه کردم منو ببخشید)نفر فقیه جامع الشرایط می تونم رهبر مسلمین جهان رو تعیین بفرمایم که در این رابطه اخیراً هم تعداد زیادی آیه و حدیث به ههمت والای حوزه های علمیه کشف گردیده که در اونها تاکید موکد بر این امر داره و اتفاقاً در چندین جای اونها تصریح شده این امر فقط در کشور ایران اسلامی امکان پذیر است............
دوماً اینکه در مملکتی زندگی می کنم که رئیس جمهور اون از جمله نوابغ و شوخ طبع ترین افراد حاضر در راس امور اداره ممالک دنیا می باشد بطوریکه در هر سفر به یکی از ولایات اقدام به عملی غیر منتطره نموده که انسان شک می کنه نکنه شخص رئیس جمهور هنوز فکر می کنند در ایام انتخابات و انجام امور تبلیغاتی هستند و خبر ندارند که ایشان بیشترین رای رو (براشون)آورده اند.......... خوب چه نعمتی از این بالاتر که در مملکتی زندگی می کنم که عوام فریبی و عوام نمایی در حد اعلای خود تبلور داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما این چندتا عکس رو هم از خبرگزاری مهر براتون قرار دادم تا لذت دیدنشو ببرین و کیف کنید:


امیدوارم هدف آقای رئیس جمهور از این حرکت و استفاده از شال سبز این نباشه که ایشون از سیدها بوده و جدشون هم به رسوالله ویا امیرالمونین می رسه که در این صورت از سفر بعدی باید منتظر شفای مرضی و معجزه (که البته در اوایل رسیدن به این پست بنا به گفته خودشون با هاله سبز و سفید تا آمریکا همراهی شدند و به نوعی مسبوق به سابقه هم هست)و همچنین ربوده شدن گوی سبقت در مالیدن پارچه و دستمال و روسری نو عروس و قنداق بچه و....... از طرف امهٌ امی باشیم......

در این عکس هم که احتمالاً به دلیل ضعف بنیه املایی و انشایی و یا عدم آشنایی به تفاوت نفت و گاز با انرژی هسته ای به اشتباه این پلاکارد نوشته شده.......
خوب حالا مشخص شد چرا بنده و امثال بنده باید روزی بیش از هزار مرتبه شکر خدای سبحان رو بدلیل زندگی کردن در این مملکت بجا آورند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در پایان فقط یک جمله اززنده یاد استاد شهیر دکتر علی شریعتی جهت التیام دردهای درونی خودم که همواره اونو تکرار می کنم براتون می نویسم:
"خداوندا تو چگونه زیستن را به من بیاموز که خود چگونه مردن را خواهم آموخت....."
|
+| نوشته شده توسط
مهدی در شنبه شانزدهم دی 1385
|